|
||
|
|
آيين محلي كشتي باچوخه خطه خراسان،كه با شركت ۱۳۰كشتي گير چوخه كار از استانهاي خراسان شمالي ، رضوي و سمنان در اسفراين جريان داشت ،عصر چهارشنبه با معرفي نفرات برتر به كار خود پايان داد.
در پايان در وزن ۶۵كيلوگرم الياس اكبري از اسفراين ، محمد قلي پور از مانه وسملقان و ميكاييل قرني از اسفراين اول تا سوم شدند. در وزن ۷۵كيلوگرم مرتضي يزداني از مانه وسملقان ، جواد اسدي از بجنورد و عليرضا جهانيان از اسفراين عناوين اول تا سوم را كسب كردند و در وزن ۸۵كيلوگرم محمدحسين حاجي آبادي از نيشابور، حسن قليزاده از اسفراين و محمود شعباني از مانه وسملقان اول تا سوم شدند. در وزن ۹۵كيلوگرم نيز به ترتيب حسين اكبري از اسفراين ، عباسعلي زاهد از فريمان و احمد كاظمي مقدم از اسفراين اول تا سوم شدند و در +۹۵ كيلوگرم نيز جواد محمدپور از اسفراين ، مجيد آرزومندي از نيشابور و عبدالرضا فرحدل از اسفراين نفرات اول تا سوم شناخته شدند. اين آيين چهاردهم فروردين هر سال با نواختن موسيقي خاص اين كشتي و اداي سوگند توسط داوران و چوخه كاران آغاز ميشود و نامداران كشتي باچوخه خراسان از مناطق و استانهاي مختلف كشور در گود سنتي چشمه زينل خان اسفراين پنجه در پنجه يكديگر ميافكنند. در پايان به نفرات اول تا سوم اين رقابتها يك راس قوچ ، فرش و لوازم خانگي اهدا شد. استاندار خراسان شمالي نيز به قيد قرعه يكي از نفرات اول كمك هزينه سفر حج ، نفر دوم هزينه سفر به كربلاي معلي و به نفر سوم هزينه سفر به سوريه اهدا كرد. كشتي باچوخه از ورزشهاي محلي و ديرين قوم كرمانج در شمال خطه خراسان است كه همزيستي و خويشاندي اين قوم با ديگر اقوام اين خطه ، اين ورزش را در بين معدودي از افراد ترك ، فارس و بلوچ منطقه نيز رواج داده است . چوخه درواقع نام پالتويي با آستينهاي بلند بوده كه كشتي گيران به هنگام كشتي ، با پوشيدن آن و پيچيدن شالي به دور كمر با هم مبارزه مي كردهاند كه بتدريج و در گذر ۴۰ساله تاريخ اين ورزش ، اين پوشش به جليقه اي محكم كتاني تغيير يافته كه كشتي گيران هنگام كشتي آنرا ميپوشند. گستره فنون و تكنيكهاي اين كشتي ، وسيع تر از ورزش رزمي جودو و كوراش است و همين امر موجب شده تا خراسان شمالي قهرمانان نام آوري را در عرصه جودو و كوراش به كشور تقديم كند. |
مسابقات سنتي كشتي باچوخه خراسان در اسفراين پايان يافتچهارشنبه 14 فروردین1387 ( ) | |
|
آيين محلي كشتي باچوخه خطه خراسان،كه با شركت ۱۳۰كشتي گير چوخه كار از استانهاي خراسان شمالي ، رضوي و سمنان در اسفراين جريان داشت ،عصر چهارشنبه با معرفي نفرات برتر به كار خود پايان داد.
در پايان در وزن ۶۵كيلوگرم الياس اكبري از اسفراين ، محمد قلي پور از مانه وسملقان و ميكاييل قرني از اسفراين اول تا سوم شدند. در وزن ۷۵كيلوگرم مرتضي يزداني از مانه وسملقان ، جواد اسدي از بجنورد و عليرضا جهانيان از اسفراين عناوين اول تا سوم را كسب كردند و در وزن ۸۵كيلوگرم محمدحسين حاجي آبادي از نيشابور، حسن قليزاده از اسفراين و محمود شعباني از مانه وسملقان اول تا سوم شدند. در وزن ۹۵كيلوگرم نيز به ترتيب حسين اكبري از اسفراين ، عباسعلي زاهد از فريمان و احمد كاظمي مقدم از اسفراين اول تا سوم شدند و در +۹۵ كيلوگرم نيز جواد محمدپور از اسفراين ، مجيد آرزومندي از نيشابور و عبدالرضا فرحدل از اسفراين نفرات اول تا سوم شناخته شدند. اين آيين چهاردهم فروردين هر سال با نواختن موسيقي خاص اين كشتي و اداي سوگند توسط داوران و چوخه كاران آغاز ميشود و نامداران كشتي باچوخه خراسان از مناطق و استانهاي مختلف كشور در گود سنتي چشمه زينل خان اسفراين پنجه در پنجه يكديگر ميافكنند. در پايان به نفرات اول تا سوم اين رقابتها يك راس قوچ ، فرش و لوازم خانگي اهدا شد. استاندار خراسان شمالي نيز به قيد قرعه يكي از نفرات اول كمك هزينه سفر حج ، نفر دوم هزينه سفر به كربلاي معلي و به نفر سوم هزينه سفر به سوريه اهدا كرد. كشتي باچوخه از ورزشهاي محلي و ديرين قوم كرمانج در شمال خطه خراسان است كه همزيستي و خويشاندي اين قوم با ديگر اقوام اين خطه ، اين ورزش را در بين معدودي از افراد ترك ، فارس و بلوچ منطقه نيز رواج داده است . چوخه درواقع نام پالتويي با آستينهاي بلند بوده كه كشتي گيران به هنگام كشتي ، با پوشيدن آن و پيچيدن شالي به دور كمر با هم مبارزه مي كردهاند كه بتدريج و در گذر ۴۰ساله تاريخ اين ورزش ، اين پوشش به جليقه اي محكم كتاني تغيير يافته كه كشتي گيران هنگام كشتي آنرا ميپوشند. گستره فنون و تكنيكهاي اين كشتي ، وسيع تر از ورزش رزمي جودو و كوراش است و همين امر موجب شده تا خراسان شمالي قهرمانان نام آوري را در عرصه جودو و كوراش به كشور تقديم كند. |
مسابقات سنتي كشتي باچوخه خراسان در اسفراين پايان يافتچهارشنبه 14 فروردین1387 ( ) | |
|
آيين محلي كشتي باچوخه خطه خراسان،كه با شركت ۱۳۰كشتي گير چوخه كار از استانهاي خراسان شمالي ، رضوي و سمنان در اسفراين جريان داشت ،عصر چهارشنبه با معرفي نفرات برتر به كار خود پايان داد.
در پايان در وزن ۶۵كيلوگرم الياس اكبري از اسفراين ، محمد قلي پور از مانه وسملقان و ميكاييل قرني از اسفراين اول تا سوم شدند. در وزن ۷۵كيلوگرم مرتضي يزداني از مانه وسملقان ، جواد اسدي از بجنورد و عليرضا جهانيان از اسفراين عناوين اول تا سوم را كسب كردند و در وزن ۸۵كيلوگرم محمدحسين حاجي آبادي از نيشابور، حسن قليزاده از اسفراين و محمود شعباني از مانه وسملقان اول تا سوم شدند. در وزن ۹۵كيلوگرم نيز به ترتيب حسين اكبري از اسفراين ، عباسعلي زاهد از فريمان و احمد كاظمي مقدم از اسفراين اول تا سوم شدند و در +۹۵ كيلوگرم نيز جواد محمدپور از اسفراين ، مجيد آرزومندي از نيشابور و عبدالرضا فرحدل از اسفراين نفرات اول تا سوم شناخته شدند. اين آيين چهاردهم فروردين هر سال با نواختن موسيقي خاص اين كشتي و اداي سوگند توسط داوران و چوخه كاران آغاز ميشود و نامداران كشتي باچوخه خراسان از مناطق و استانهاي مختلف كشور در گود سنتي چشمه زينل خان اسفراين پنجه در پنجه يكديگر ميافكنند. در پايان به نفرات اول تا سوم اين رقابتها يك راس قوچ ، فرش و لوازم خانگي اهدا شد. استاندار خراسان شمالي نيز به قيد قرعه يكي از نفرات اول كمك هزينه سفر حج ، نفر دوم هزينه سفر به كربلاي معلي و به نفر سوم هزينه سفر به سوريه اهدا كرد. كشتي باچوخه از ورزشهاي محلي و ديرين قوم كرمانج در شمال خطه خراسان است كه همزيستي و خويشاندي اين قوم با ديگر اقوام اين خطه ، اين ورزش را در بين معدودي از افراد ترك ، فارس و بلوچ منطقه نيز رواج داده است . چوخه درواقع نام پالتويي با آستينهاي بلند بوده كه كشتي گيران به هنگام كشتي ، با پوشيدن آن و پيچيدن شالي به دور كمر با هم مبارزه مي كردهاند كه بتدريج و در گذر ۴۰ساله تاريخ اين ورزش ، اين پوشش به جليقه اي محكم كتاني تغيير يافته كه كشتي گيران هنگام كشتي آنرا ميپوشند. گستره فنون و تكنيكهاي اين كشتي ، وسيع تر از ورزش رزمي جودو و كوراش است و همين امر موجب شده تا خراسان شمالي قهرمانان نام آوري را در عرصه جودو و كوراش به كشور تقديم كند. |
چهل حصار - چهل حصار - چهل حصار-چهل حصار - چهل حصار - چهل حصار-چهل حصار - چهل حصار -
عکسهای که در وبلاگ قرار گرفته از اهالی روستای چهل حصار است اگر دوستان عکسهای از روستا و یا خودشان هم ارسال کنند ما در وبلاگ قرار می دهیم .
نکته بعدی در خصوص محتوا می باشد که با توجه به تاریخ ایجاد وبلاگ امیداریم از نظرات و پستهای که دوستان ارسال میکنند در وبلاگ قرار دهیم چون خودم فعلا ساکن روستای چهل حصار نیستم و امکان گرفتن اطلاعات بروز را ندارم از اظهار نظر شما صمیمانه سپاسگزارم.
چهل حصار - چهل حصار -چهل حصار - چهل حصار -چهل حصار - چهل حصار -چهل حصار - چهل حصار
سوال: هدف اصلي شما از انتخاب اين تصاوير چيست ؟
2- از آنچه دیگران می گویند نترسید – تنها کار ی که انجام میدهید به حساب میاید ب – بدنبال چیزهای مادی نباشید (مال اندوزی ) ج- چیزهای جدی را آسان و چیزهای آسا ن را جدی بگیرید.
3- هر وقت می توانید بخندید.
4- همه چیز را رها کنید.
5- آسودن حقیقی ساکن شدن در خداست.
6- کار خود را از هوای نفس جدا و منزه کنیم . و با انگیزهای نفسانی میل به ... در دنیا یا آخرت نفس خود را اسیر نکنیم .ما باید خدمتکار خدا و ابنا بشر باشیم .کار ما همیشه کا رخدا باشد و این آرامش در عشق نهفته است
7- وابستگی کامل به خداوند داشته باشیم .(توکل)
8- لبخند زدن – دعا کردن – تقویت ایمان – ارتباط با خدا- همیشه در مقابل همه اتفاقات به خدا بله بگوئید -
9- خدا جاودان و همیشگی است و لی هنگامی که ما مایوس می شویم به شرک و اعتقاد به مرگ خدا نزدیک شده ایم
10- اندوه ناشی از آنچه بر سر ما می آید نیست بلکه از آنچه در درون ما روی میدهد به وجود میاید.
11- هرچه شدت نفس(نفس چهر های مختلف دارد نفس جسم و...) در ما بیشترباشد اندوه ما نیز بیشتر خواهد بود لذت حواس لذت حقیقی ما نیست . شما روح هستید آنکس که از خود چشم بپوشد در خدا ساکن میشود و این سرور کامل است
12- رنج و ناراحتی داروهای روح ما هستند بدون آنها ما فورا از بین می رویم (بدن و دارو) درست است که تلخ است ولی لازم است.
13- مالک مطلق خداست .(اگر چیزی داریم – اگر چیزی از دست دادیم )خدا در اندوه است چون بوسیله آن به یاد خدا هستیم.
۱۴- هدف عمده در زندگی که همه چیز را خواست خداوند بدانیم .و برای آن کار کنیم .
|
|
|
|
salam doste aziz man shoma ra link kardim be man ham sary bezanid va dar tamas bashid www.draw.blogsky.com www.chawrashamen.blogfa.com 05856235185 | |
ali ghelich zadeh
از ابراز لطف شما بسیار خوشحال شدم
وبلاگ بسیار خوبی دارید و امیدوارم که در آینده بهتر شود.
امیدوارم که وظیفه معرفی و شناساندن قوم و ملیت اصیل ایرانی خود را هر چه بهتر انجام دهیم.
من نیز شما را لینک خواهم کرد.
آمیدوارم در آینده نیز به من سر بزنید.
حيات اجتماعي امام رضا عليه السلام
دوران حيات امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است.
چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند... نشانه ها و شواهد تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي عليه السلام از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السلام مسئوليت رهبري را به عهده گرفت».
گرچه كه در دوران امامت امام رضا عليه السلام دو مرحله فعاليت در سالهاي خلافت هارون و سالهاي خلافت مامون را مي توان از يكديگر جدا كرد و براي هر يك از اين دو مرحله ويژگيهاي متمايز از ديگري يافت، اما اگر به ويژگي عمومي اين دوران بنگريم، خواهيم ديد «هنگامي كه نوبت به امام هشتم عليه السلام مي رسد... دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شيعه در همه جا گسترده اند و امكانات بسيار زياد است كه منتهي مي شود به مسئله ولايتعهدي. البته در دوران هارون، امام هشتم در نهايت تقيّه زندگي مي كردند. يعني كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهي با پوشش كامل ... مثلاً دعبل خزاعي كه در باره امام هشتم در دوران ولايتعهدي آن طور حرف مي زند دفعتاً از زير سنگ بيرون نيامده. جامه اي كه دعبل خزاعي مي پرورد يا ابراهيم بن عباس را كه جزو مداحان علي بن موسي الرضاست، يا ديگران و ديگران اين جامعه بايستي در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر سابقه اي نداشته باشد. آنچه در دوران علي بن موسي الرضا عليه السلام يعني ولايتعهدي پيش آمد نشان دهنده اين است وضع علاقه مردم و جوشش محبّتهاي آنان نسبت به اهل بيت در دوران امام رضا عليه السلام خيلي بالا بوده است. به هر حال همه اينها موجب شد كه علي بن موسي الرضا عليه السلام بتوانند كار وسيعي بكنند كه اوج آن به مساله ولايتعهدي منتهي شد».
حقيقت آن است كه در اين دوران، بدي اوضاع ميان امين و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگين رسالت خويش را بر دوش كشد، بر تلاشهاي خود بيفزايد، و فعاليتهاي خود را دوچندان كند، چه در اين زمان زمينه آن فراهم گشت كه شيعيان با او تماس گيرند و از رهنمودهاي او بهره جويند، و همين امر در كنار برخوردار بودن امام از ويژگيهاي منحصر به فرد و رفتار آرماني كه در پيش گرفته بود سرانجام به تحكيم پايگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمينهاي مختلف حكومت اسلامي انجاميد. او خود يك بار زماني كه درباره ولايتعهدي سخن مي گويد، به مامون چنين اظهار مي دارد: «اين مساله كه بدان وارد شده ام هيچ چيز بر آن نعمتي كه داشته ام نيفزوده است. من پيش از اين در مدينه بودم و از همان جا نامه ها و فرمانهايم در شرق و غرب اجرا مي شد و گاه نيز بر الاغ خود مي نشستم و از كوچه هاي مدينه مي گذشتم، در حالي كه در اين شهر عزيزتر از من كسي نبود». در اين جا بسنده است سخن ابن مونس - دشمن امام - را بياوريم كه به مأمون مي گويد: اي امير مؤمنان، اين كه اكنون در كنار توست بتي است كه به جاي خدا پرستش مي شود.
در چنين شرايطي و پس از آن كه حضرت رضا عليه السلام بعد از پدر مسئوليت رهبري و امامت را به عهده گرفت در جهان اسلام به سير و گشت پرداخت و نخستين مسافرت را از مدينه به بصره آغاز فرمود، تا بتواند به طور مستقيم با پايگاه هاي مردمي خود ديدار كند و درباره همه كارها به گفتگو بپردازد. عادت او چنين بود كه پيش از آن كه به منطقه اي حركت كند، نماينده اي به ديار گسيل مي داشت تا مردم را از ورود خويش آگاه كند تا وقتي وارد شهر مي شود مردم آماده استقبال و ديدار با او باشند. سپس با گروههاي بسيار بزرگ مردم اجتماع بر پا مي كرد و در باره امامت و رهبري خود با آنان گفتگو مي فرمود. آنگاه از آنان مي خواست تا از او پرسش كنند تا پاسخ آنان را در زمينه هاي گوناگون معارف اسلامي بدهد. سپس مي خواست كه با دانشمندان علم كلام و اهل بحث و سخنگويان، همچنين با دانشمندان غير مسلمان ملاقات كند تا در همه باب مناقشه به عمل آورند و با او به بحث و مناظره بپردازند.
پدران حضرت رضا عليه السلام به همه اين فعاليتهاي آشكار مبادرت نمي كردند. آنان شخصاً به مسافرت نمي رفتند تا بتوانند مستقيم و آشكار با پايگاه هاي مردمي خود تماس حاصل كنند. اما در دوران امام رضا عليه السلام اين مسئله امري طبيعي بود، چرا كه پايگاههاي مردمي بسيار شده و نفوذ مكتب امام علي عليه السلام از نظر روحي و فكري و اجتماعي در دل مسلمانان كه با امام آگاهانه همياري مي كردند افزايش يافته بود.
پس از آنكه امام مسئوليت امامت را به عهده گرفت همه توانايي خود را در آن دوره، در توسعه دادن پايگاههاي مردمي خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پايگاهها و همدلي آنان با كار امام به اين معني نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد. با وجود همه آن پيشرفتها و افزايش پايگاه هاي مردمي، امام بخوبي مي دانست و اوضاع و احوال اجتماعي نشان مي داد كه جنبش امام عليه السلام در حدي نيست كه حكومت را در دست گيرد، زيرا با پايگاههاي گسترده اي كه حضرت داشت، گرچه از او حمايت و پشتيباني مي كردند، اما نظير اين پايگاهها به اين درد نمي خورد كه پايه حكومت امام عليه السلام گردد. چه، پيوند آن با امام پيوند فكري پيچيده و عمومي بود و از قهرماني عاطفي نشاني داشت. اين همان احساسهاي آتشين بود كه روزگاري پايه و اساسي بود كه بني عباس بر آن تكيه كردند و براي رسيدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند. اما طبيعت آن پايگاه ها و مانند هاي آن به درد آن نمي خورد كه راه را براي حكومت او و در دست گرفتن قدرت سياسيش هموار سازد.
امام رضا عليه السلام در اين مرحله خود را آماده آن مي كرد تا مهار حكومت را به دست گيرد، اما با شكلي كه خود مطرح كرده بود و مي خواست نه در شكلي كه مأمون اراده مي كرد و در آن شكل ولايتعهدي را به او عرضه داشت و او آنرا رد كرد و نخواست.
اين تصويري است از دوران امام كه مي تواند در تفسير دو رخداد مهم يعني مسئله ولايتعهدي و نيز مسئله پيشنهاد خلافت به امام از سوي
مأمون ما را راهگشا باشد. به تعبيري ديگر، مي توان گفت تنشهاي موجود در آن زمان هنوز باقيمانده هايي از طوفاني بود كه از چند دهه قبل عليه حكومت اموي و از سوي دو خاندان مهم علوي و عباسي بر پا شده بود. در ميان چنين طوفاني بود كه قدرت طلبان خاندان عباسي بر اسبهاي لجام گسيخته خود مي نشستند و هر گونه كه مي خواستند به سوي هدف خود - و با اين ديدگاه كه هدف وسيله را توجيه مي كند - مي رانند و گاه هم در اين هياهو و در غياب ديده هاي مردم خنجري هم از پشت به خاندان علوي مي زدند و پس از آن ميوه اي را كه در دست مجروح اين خاندان بود، به زور و به چنگال نيزه نيرنگ در مي ربودند.
خاندان عباسي از سويي از نام «آل محمد» سوء استفاده مي كرد، چندان كه گاه به خاطر نزديكي طرز كار يا تبليغاتشان با آل علي، در مناطق دور از حجاز اين گونه وانمود مي كردند كه همان خط آل علي هستند. حتي لباس سياه بر تن كردند و مي گفتند: اين پوشش سياه لباس ماتم شهيدان كربلا و زيد و يحيي است، و عده اي حتي از سرانشان، خيال مي كردند كه دارند براي آل علي كار مي كنند.
از سويي ديگر نيز همين خلفاي خاندان عباسي از همان روزهاي نخست سلطه خود كاملاً ميزان نفوذ علويان را مي دانستند و از آن بيم داشتند. سختگيريهايي كه از همان دوران آغازين حكومت عباسي عليه بذ الحسن به عمل آمد، گواهي بر اين ترس و وحشت عباسيان از اهل بيت و علاقه مردم به آنان است. گواهي ديگر آن كه آورده اند: منصور هنگامي كه به جنگ با محمد بن عبدالله و برادرش ابراهيم - از علويان - مشغول بود شبها را نمي خوابيد، حتي در همين زمان دو كنيز براي او آوردند كه آنها را رد كرد و گفت: «امروز روز زنان نيست و مرا با آنان كاري نه، تا آن زمان كه بدانم سر ابراهيم از آن من و يا سر من از آن ابراهيم مي شود. او در همين جنگها پنجاه روز جامه از تن نكند و از فزوني اندوه نمي توانست درست سخن خود را پي گيرد.»
اين نگراني در دوران پس از منصور نيز ادامه يافت و نگراني مهدي و هارون عباسي بيش از منصور بود، چندان كه در همين دوران امام كاظم عليه السلام آن زندانهاي سخت خود را گذراند. پس از اين دو، نوبت به مأمون رسيد. در دوران مأمون مسئله دشوارتر و بزرگتر و مشكل آفرين تر بود. چه، شورشها و فتنه هاي فراواني سرتاسر ولايتها و شهر هاي بزرگ اسلامي را در برگرفته بود تا جايي كه مأمون نمي دانست چگونه آغاز كند و چه سان به حل مسئله بپردازد. او مي ديد و از اين رنج مي برد كه سر نوشتش و سر نوشت خلافتش در معرض تند بادهايي قرار گرفته كه از هر سو بر آن مي تازد.
مأمون در كنار اين ترس و نگراني از هوشي سرشار، فهمي قوي، درايتي بي سابقه، شجاعتي كم نظير و جديتي راهگشا بهره مند بود و اينها همه در كنار هم، او را بدان رهنمون گشت كه ابتكاري تازه بر روي صحنه آورد و امام هشتم را باتجربه اي بزرگ روياروي سازد و مسئله ولايتعهدي را پيش آورد، هرچند در اين زمينه نيز، تدبير امام عليه السلام او را ناكام ساخت.
- سوابق تاریخی
شهر ورامین در40 کیلومتری جنوب شرقی تهران در دشت بزرگی بر سر راه مشهد قرار گرفته است. رونق و اهمیت آن از زمان حمله مغول به دنبال ویرانی شهر ری آغاز می شود.
در منطقه ورامین نیز قالیبافی همچون بسیاری از مناطق دیگر همواره در جوار کشاورزی مد نظر بوده است لیکن مردم این منطقه بلحاظ استعداد خاک و نزدیکی به تهران بیشتر به کشاورزی و شغل های حرفه ای روی نموده اند و قالیبافی نیز نه بصورتی جدی بلکه به عنوان ممر درآمدی در جوار سایر حرف دنبال شده است.
شهرستان ورامین به علت قرارگیری بر سر راه مهاجران و کوچ نشینان، انواع مختلفی از جمعیت را در خود جای داده است، این کوچ نشینان و مهاجران به تبع زندگی کوچ نشینی خود و بنا به حرفه اصلیشان (دامداری) در اوقات فراغت خود محصولاتی زیبا را خلق می کنند که ریشه در فرهنگ قومی و قبیله ای آنان دارد.
ادامه مطلب
اگرچه محمد (ص) 1387 سال پيش هجرت كرد ولي سرزمين پاك آريايي ما 5645 سال پيش از آن نوروز را جشن ميگرفت و 2361 سال پيش از آن مردمان اين ديار خداي يكتا را پرستش ميكردند و كوروش كبير 1182 سال پيش تر از آن آيين دوستي و مهر را در جهان گسترانيد.
پيشينه سرزمين ما بسيار بيشتر از 1387 سال است. اي ايراني از هويت خود آگاه باش و به ايراني بودن خود افتخار كن زيرا كه از نسل شجاعان، پاكان و نيك انديشان هستي.
ايراني باش و ايراني بمان.http://sarbandan.parsiblog.com/450017.htm
نوروزت مبارك
ادامه مطلب
داخلي. اجتماعي. لبك. صنايع دستي.
دستكش بافتني كه در لهجه كرمانجي خراسان شمالي به آن "لبك" ( ( LABBEK و "الجك" گفته ميشود از جمله صنايع دستي اين استان است كه هنوز كم و بيش بافت و استفاده از آن رواج دارد.
يك بافنده كرمانج در شهرستان بجنورد در اينباره به ايرنا گفت: در قديم مردان براي انجام امور روزمره مثل چراي گوسفندان، بنايي، كشاورزي و ديگر امور كه عمدتا در فضاي باز صورت ميگرفت ناچار به پوشيدن دستان خود بودند.
طوبي ملكشي افزود: زنان براي حفاظت دستان همسران و پسرانشان از سرماي سوزان زمستان دستكشهايي ميبافتند كه در لهجه كرمانجي به آن "الجك" و در مناطقي به آن "لبك" ميگويند.
وي گفت:
ادامه مطلب

بیدياری وغريب مزاری و ييلاق وقشلاق و گاه مرگ و تولد در راه، از تو سترگ صخره ای ساخته است كه لايق ستودن است. هنوز در لالايی تو اندوه بلند ساليان دور خفته است. مادر تو چشم به راهی، خيره در روزهای رفتهی ديروز، وداع با فرزند. مادر تو هرچه اميد و آرزوی بودنی. همه و همه يعني تو مادر كورد، مادر قصه های سرخ پرآتش، مادر کاوههای مانای ماست.
• • •
داییک
ئازێز داييكێ، غهريبا ناڤ ديانێ
ادامه مطلب
Currently about 2 million Kurds are living in Khorasan, North East of Iran. They are forgotten deliberately as they are separated from their homeland Greater Kurdistan. And it is needless to say that the lack of state investment has left the area in destitution, undeveloped with no prosperity. There should be no organised Kurdish political and educational centres to improve and modernise the Kurdish culture, language and social affaires which is our logical basic civil rights.
ادامه مطلب
ویژگی های شیطان :
- شیطان (ابلیس ) از آتش آفریده شده است
- شیطان از طایفه جن است .
- شیطان دارای ذریه و نسل است .
- شیطان رانده شده از رحمت الهی و مورد لعنت است .
- مکر و حیله او ضعیف است.
- شیطان موجودی عصیانگر در برابر فرمان الهی است .
انواع شیطان
ادامه مطلب
- بخش مرکزی شهرستان اسفراین
- دهستان آذری
- دهستان دامن کوه
- دهستان زرق آباد
- دهستان روئین
- دهستان میلانلو
شهرها: اسفراین
- بخش بام و صفیآباد
- دهستان بام
- دهستان صفیآباد
شهرها: صفیآباد
[ویرایش] روستاها
روستاهای با بیشتر از هزار نفر جمعیت[1]:
بخش مرکزی:
-
- دهستان آذری
اتيمز، فرطان كهنه، فرطان تازه، جوشقان، كوشكي
-
- دهستان دامن کوه
چهاربرج، سارمران، توي، خالدآباد
-
- دهستان زرقآباد
چهلحصار، زرقآباد
-
- دهستان روئین
روئین، سست، خوشین، ایرج، کلات
- بخش بام و صفیآباد
- دهستان بام
بام، دهنه اجاق
روستای چهل حصار :
زبان مردم روستای چهل حصار:
زبان مردم روستای چهل حصار کرمانجی میباشد.
شغل مردم روستای چهل حصار:
دامداری - دامپروری- کشاورزی - قالیبافی
تعداد جمعیت روستای چهل حصار:
اعضاء محترم شورای اسلامی روستای چهل حصار:
حسن آقایی - حسین چهل حصاری و دوستان دیگری که فعلا اسامی آنها را ندارم
دهدار روستای چهل حصار: بهادر آقایی
مساجد روستای چهل حصار :
روستا داری دو مسجد یک مسجد در قلعه پایین و یک مسجد در قلعه بالا میباشد.
شهداء روستای چهل حصار:
رسول اولیایی- مصطفی امیری - محمد کدخدائی - علیرضا خسروشیری- اسدالله نصرانی
موضوعات قابل طرح :
قشمار ها چه کسانی بودند؟
وضعیت قنات روستا- آب برق و گاز روستا- خانه بهداشت روستا-مدارس -و ....
مشكل بوی بد دهان
بوی بد دهان به گروه خاص و كوچكی از مردم منحصر نمی شود بلكه همه افراد به این مشكل مبتلا هستند.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از شبكه خبر، مطالعات پزشكی جدید نشان می دهد بوی بد دهان به گروه خاص و كوچكی از مردم منحصر نمی شود بلكه بقیه نیز به این مشكل مبتلا هستند ولی چون بدن غالباً به این بوها سازگاری پیدا می كند بیمار آن را احساس نمی كند.
پژوهشگران می گویند 85 درصد از علت بوی بد دهان به عواملی چون خشكی دهان ، كمی ترشح بزاق بویژه هنگام خواب ، رعایت نكردن بهداشت دهان و دندان،استفاده نكردن از خلال دندان، مسواك نزدن،پوسیدگی دندان و التهاب لثه ها مربوط می شود ...
در خیلی از موارد بوی بد دهان موقتی بوده است و به زودی رفع می شود مثلاً هنگام خواب، روزده داری ، خالی بودن معده و مصرف سبزیجات و پیاز و مقادیر زیادی قهوه و دخانیات بویی از دهان افراد استشمام می شود كه به زودی از بین می رود .
این عوامل و بقایای مواد غذایی باعث تراكم باكتری در دهان شده و باعث ایجاد تركیبات گوگردی و بوی بد دهان می شوند.
زبان و پرزهای روی آن منطقه مناسبی برای رشد باكتریهاست بنابراین باید در كنار نظافت دندان نظافت زبان را هم مراعات كرد.
گفتنی است دندانپزشكان برای كاهش بوی بد دهان استفاده از مسواك و خمیر دندان دستكم دو بار در روز و نظافت سطح زبان و استفاده از نخ دندان و اجتناب از استعمال دخانیات و مراجعه مرتب به دندانپزشك را توصیه می كنند.
بالا بردن سرعت اینترنت
بالا بردن سرعت اینترنت با یک دستور کاملا ساده
در ویندوز XP قابلیتی وجود دارد به نام Packet Scheduler که این موضوع 20% از پهنای باند اینترنت شما را میگیرد. در صورتی که به این قابلیت نیازی ندارید با طی کردن غیرفعال کردن آن میتوانید با آزاد کردن پهنای باند گرفته شده سرعت اینترنت خود را تا حد چشمگیری بالا ببرید. در صورتی که از سرعت اینترنت خود ناراضی هستید از این ترفند بهره بگیرید...
بدین منظور:
1. Run را از منوي Start اجرا كنيد.
2. در Run عبارت gpedit.msc را تايپ كرده و OK را كليك كنيد.
3. منتظر بمانيد تا Group Policy اجرا شود.
4. در بخش Local Computer Policy و زير Computer Configuration گزينه Administrative Templates را گسترش دهيد. ( با كليك بر روي علامت + كار آن انجام دهيد )
5. در ليست باز شده گزينه Network را نيز گسترش دهيد.
6. حال در اين ليست Qos Packet Scheduler را انتخاب كنيد.
7. به گزينه هايي كه در سمت راست ظاهر مي شوند دقت كنيد.
8 .بر روي Limit reservable bandwidth كليك راست كرده و Properties را كليك كنيد.
9. پس از اينكه پنجره Limit reservable bandwidth Properties باز شد در برگه Setting و در زير Limit reservable bandwidth گزينه Enabled را انتخاب كنيد.
10. مشاهده مي كنيد كه با انتخاب آن در روبروي Bandwidth Limit مقدار پيش فرض آن يعني 20 درصد به نمايش در مي آيد.
11. به جاي عدد 20 مقدار 0 را تايپ كرده و OK را كليك كنيد.
12. حال به Connection كه به وسيله آن به اينترنت وصل مي شويد رفته و بر روي دكمه Properties كليك كنيد.
13. به برگه Networking برويد و دقت كنيد كه Packet Scheduler فعال باشد (تيك كنار آن مشاهده شود).
14. اين پنجره را OK كنيد.
15. كامپيوتر خود را Restart كنيد.
دعاى "هفت هيكل" شامل هفت دعاي كوچك است كه به هر كدام از آنها "هيكل" گفته مي شود. اين دعا از جمله ادعيه شريفه اى است كه هر كس آن را بخواند يا در نزد خود نگاهدارد خداوند تبارك و تعالى او را از غيبت و بدگويى مردمان نگاهدارد و دشمنان او را مغلوب نمايد.
هيكل اول :
بِسْمِ اللََّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيِم
اُعيذُ نَفْسى باِللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ اَللّهُ لاَ اِلَهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لَا تَاْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لَانَوْمٌ لَهُ مَا فِى السَّموَاتِ وَ مَا فِى اْلأرْض ِمَنْ ذَالَّذى يَشْفَعُ عِنْدَهُ اِلاّ بِاِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ اَيْديهمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لاَيُحيطوُنَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ اِلاّ ِبماشآءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمواتِ وَ الأرْضَ وَ لايَؤُدُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِىُّ الْعَظيِمُ .
به نام خداوند بخشنده مهربان
پناه مي برم به خداي با عظمت و توانا خداي يكتايي كه جز او خدايي نيست زنده و پاينده هرگز او را كسالت خواب فرا نگيرد تا چه رسد كه به خواب رود اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است كه را اين جرأت است كه در پيشگاه او به شفاعت برخيزد مگر به فرمان او علم او محيط است به آنچه پيش نظر او خلق آمده است و آنچه سپس خواهد آمد و خلق به هيچ مرتبه علم او احاطه نتواند كرد مگر به آنچه او خواهد قلمرو علمش از آسمان ها و زمين ها فراتر و نگهباني زمين و آسمان بر او آسان و بي زحمت است چه او داناي بزرگوار و تواناي با عظمت است.
هيكل دوم :
بِسْمِ اللََّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيِم
اُعيذُ نَفْسى بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ اِذْ قالَتِ امْرَاَةُ عِمْرانَ رَبِّ اِنّى نَذَرْتُ لَكَ مَا فى بَطْنى مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنّى اِنَّكَ اَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ سُنَّةَ مَنْ قَدْ اَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لاتَجِدْ لِسُنَّتِنا تحَوْيلاً اَقِمِ الصَّلوةَ لِدُلوُكِ الشَّمْسِ اِلى غَسَقِ الَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ اِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهوُداً وَ مِنَ الَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً عَسى اَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْموُداً وَ قُلْ رَبِّ اَدْخِلْنى مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ اَخْرِجْنى مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لى مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصيراً.
به نام خداوند بخشنده مهربان
پناه مي برم به پروردگار بزرگ و توانا هنگامي كه زن عمران گفت: پروردگار من نذر كردم فرزندي كه در رحم دارم در راه خدمت تو آزاد كنم نذر مرا قبول كن تو دعاي مرا مي شنوي ما آئين همه پيامبراني كه پيش از تو فرستاديم نيز همين قرار داديم و اين طريقه ما را تغيير پذير نخواهي يافت نماز را وقت آفتاب تا اول تاريكي شب به ياد آر و نماز صبح را نيز به جاي آر كه آن به حقيقت مشهود نظر فرشتگان شب و فرشتگان روز است و بعضي از شب بيدار و متهجّد باش و نماز شب خاصّ تو است به جاي آور باشد كه خدايت به مقام محمود "شفاعت" مبعوث گرداند و اي رسول ما دائم دعا كن كه بار الهي مرا به قدم صدق داخل و به قدم صدق خارج گردان و به من از جانب خود بصيرت و حجّت روشني كه دائم يار و مددكار باشد عطا فرما.
هيكل سوم :
بِسْمِ اللََّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيِم
اُعيذُ نَفْسى بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ آمَنَ الرَّسوُلُ بِما اُنْزِلَ اِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ امَنَ باِللّهِ وَ مَلئِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لانُفَرِّقُ بَيْنَ اَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالوُا سَمِعْنا وَ اَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ لايُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً اِلاّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَعَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لاتُؤاخِذْنآ اِنْ نَسينآ اَوْ اَخْطَاْنا رَبَّنا وَ لاتَحْمِلْ عَلَيْنآ اِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَاعْفُ عَنّا وَ اغْفِرْلَنا وَ ارْحَمْنآ اَنْتَ مَوْلينا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ.
به نام خداوند بخشنده مهربان
پناه مي برم به خداي با عظمت و توانا ايمان آورده رسول و آنچه خدا بر او نازل كرد و مؤمنان نيز همه ايمان آورده و مؤمنان نيز همه به خدا و فرشتگان خدا و كتب آسماني و پيغمبران خدا ايمان آوردند و گفتند ما ميان هيچ يك از پيغمبران خدا فرق نگذاريم و همه يك زبان و يك دل در قول و عمل اظهار كردند كه ما فرمان خدا را شنيده و اطاعت كرديم پروردگارا ما آمرزش تو را مي خواهيم و مي دانيم كه بازگشت همه به سوي تو است خدا هيچكس را تكليف نكند مگر به قدر توانائي او "در روز جزاء" نيكي هاي هر شخص به سود خود او و بدي هايش نيز به زيان خود اوست بار پروردگارا ما را بر آنچه به فراموشي يا به خطا كرده ايم مؤاخذه مكن بار پروردگارا تكليف گران و طاقت فرسا چنانكه بر پيشينيان نهادي بر ما نگذار بار پروردگارا بار تكليفي فوق طاقت ما را به دوش منه و بيامرز و ببخش گناه ما را و بر ما رحمت فرما تنها سلطان ما و يار و ياور ما را بر مغلوب كردن كافران ياري فرما.
هيكل چهارم :
بِسْمِ اللََّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيِم
اُعيذُ نَفْسى بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ وَ قُلْ جآءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ انَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شَفآءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لايَزيدُ الظّالِمينَ اِلاّ خَساراً وَ اِذآ اَنْعَمْنا عَلَى الْإنْسانِ اَعْرَضَ وَ نَأبِجانِبِهِ وَ اِذا مَسَّهُ الشَرُّ كانَ يَؤُساً قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ اَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ اَهْدى سَبيلاً وَ بَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبّى وَ مآ اُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ اِلاّ قَليلاً.
به نام خداوند بخشنده مهربان
پناه مي برم به خداي بزرگ و توانا و بگو حق آمد و باطل را نابود ساخت كه باطل خود لايق محو و نابودي "ابدي" است و ما آنچه از قرآن فرستيم شفاي دل و رحمت الهي براي اهل ايمان است وليكن كافران را به جز زيان چيزي نخواهد افزود و ما هرگاه به انسان نعمتي عطا كرديم روي بگردانيد و دوري جست و هرگاه شرّ و بلايي به او روي آورد به كلّي از خداي مهربان مأيوس و نا اميد شد تو به خلق بگو كه هر كس بر حسب ذات و طبيعت خود عملي انجام خواهد داد و خداي شما بر آنكه راه هدايت يافته از همه كس آگاه تر است و اي رسول ما تو را از حقيقت روح مي پرسند جواب ده كه روح به فرمان خداست و آنچه از علم به شما دادند بسيار اندك است.
هيكل پنجم :
بِسْمِ اللََّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيِم
اُعيذُ نَفْسى بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ قالَ رَبِّ اِنّى وَ هَنَ الْعَظْمُ مِنّى وَ اَشْتَعَلَ الرَّاْسُ شَيْباً وَ لمَ ْ اَكُنْ بِدُعآئِكَ رَبِّ شَقِيّاً وَ اِنّى خِفْتُ الْمَوالِىَ مِنْ وَرآئى وَ كانَتِ امْرَاَتى عاقِراً فَهَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ وَليِّاً يَرِثُنى وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقوُبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً لَقَدْ صَدَقَ اللّهُ رَسوُلَهُ الرّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ اِنْشآءَ اللّهُ امِنينَ مُحَلِّقينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرينَ لاتَخافوُنَ فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَموُا فَجَعَلَ مِنْ دوُنِ ذلِكَ فَتْحاً قَريباً.
به نام خداوند بخشنده مهربان
پناه مي برم به خداي بزرگ و توانا عرض كرد كه پروردگارا استخوان من سست گشت و فروغ پيري بر سرم بتافت و با وجود اين آن دعايي به درگاه كرم تو چشم اميد دارم و خود را محروم از عطاي تو هرگز ندانسته ام بار الهي من از اين وارثان كنوني كه هستند و زوجه من هم نازا و عقيم است خدايا از لطف خاص خود فرزندي صالح و جانشيني شايسته به من عطا فرما كه او وارث من و همه آل يعقوب باشد و تو اي خدا او را وارثي پسنديده و صالح مقرّر فرما البته خدا صدق و حقيقت خواب رسولش را محقّق و آشكار ساخت كه در عالم رؤيا ديد شما البته به مسجد الحرام با دل ايمن وارد شويد و سرها بتراشيد و اعمال تقصير احرام بي ترس و هراس به جاي آريد و خدا آنچه را "از مصالح" از مصالح صلح حديبيّه شما نمي دانستيد مي دانست و قبل از آن "فتح مكّه كنيد" فتح نزديك "حديبيّه و خيبر" را مقرّر داشت.
هيكل ششم :
بِسْمِ اللََّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيِم
اُعيذُ نَفْسى بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ قُلْ اوُحِىَ اِلَىَّ اَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الجِْنِّ فَقالوُا اِنّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً يَهْدى اِلىَ الرُّشْدِ فَامَنّا بِهِ وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا اَحَداً وَ اَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً وَ اَنَّهُ كانَ يَقوُلُ سَفيهُنا عَلَى اللّهِ شَطَطاً.
به نام خداوند بخشنده مهربان
پناه مي برم به خداي بزرگ و توانا اي رسول ما بگو مرا وحي رسيده كه گروهي از جنّيان آيات قرآن را "هنگام قرائت من" و پس از شنيدن گفته اند كه ما از قرآن آيات عجيبي مي شنويم اين قرآن خلق را به راه خير و صلاح هدايت مي كند بدين سبب ما به آن ايمان و ديگر هرگز به خداي خود مشرك نخواهيم شد و همانا بسيار بلند مرتبه است شأن و مرتبه اقتدار پرورودگار ما "و منزّه از آلايش زن و فرزند" او هم جفت و فرزندي هرگز نگرفته است و بيخردان ما به خدا دروغ بستند كه به او فرزندي مسيح عزيز و فرشتگان را نسبت دادند.
هيكل هفتم :
بِسْمِ اللََّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيِم
اُعيذُ نَفْسى بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ وَ اِنْ يَكادُ الَّذينَ كَفَروُا لَيُزْلِقوُنَكَ بِاَبْصارِهِمْ لَمّا سَمِعوُا الذِّكْرَ وَ يَقوُلوُنَ اِنَّهُ لَمَجْنوُنٌ وَ ما هُوَ اِلاّ ذِكْرٌ لِلْعالمَينَ.
به نام خداوند بخشنده مهربان
پناه مي برم به خداي بزرگ و توانا "اي رسول" نزديك بود كه كافران به چشمان بد چشم زخمت زنند كه چون آيات قرآن بشنوند گويند كه اين شخص عجب ديوانه است حال آنكه اين جز شرافت براي عالميان هيچ نيست
چگونه يك حديث، اينشتن را شگفتزده كرد؟
این رساله در حقیقت همان نامهنگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیتالله العظمی بروجردی است.
اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از كتابهای شريف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیدهاند.
يكی از اين حديثها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل میکند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است». اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد. اینشتین همچنین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:
E = M.C2 >> M = E :C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره میتواند عینا" به تبدیل به ماده و زنده شود.
اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.
اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسايل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری میشود.
این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیلسازی "بنز" و به بهای 3000000دلار از یک عتیقهفروش یهودی خريداری كرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانهای چک شده و تأیید گشته است.
منبع: ماورای بهشت
این رساله در حقیقت همان نامهنگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیتالله العظمی بروجردی است.
اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از كتابهای شريف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیدهاند.
يكی از اين حديثها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل میکند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است». اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد. اینشتین همچنین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:
E = M.C2 >> M = E :C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره میتواند عینا" به تبدیل به ماده و زنده شود.
اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.
اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسايل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری میشود.
این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیلسازی "بنز" و به بهای 3000000دلار از یک عتیقهفروش یهودی خريداری كرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانهای چک شده و تأیید گشته است.
منبع: ماورای بهشت
تعزیه خوانی در روستای چهل حصار اسفراین
اصطلاح تعزیه از عزا گرفته شده است به معنای غم و اندوه و اصطلاح تعزیه خوانی یعنی احساس و ابراز همدردی با امامان و خاندان پاک از طریق نقش ایفا کردن می باشد.
مراسم تعزیه خوانی در روستای چهل حصار همه ساله از اول محرم تا دهم محرم برگزار می
ادامه مطلب
اسفراین کهن یکی از شهرهای مهم خراسان بوده است پس از برقراری حکومت مشروطه از سال 1324 هجری قمری برابر با 1285 هجری شمسی تا سال 1316 هجری شمسی ولایات اسفراین خود دارای سه بلوک شامل : بالا ولایت (مرکز آن میان آباد ) میان ولایت و پایین ولایت ویکی از ولایت هیجده گانه خراسان و سیستان بوده است . براساس قانون تقسیمات کشوری و وظایف فرمانداری و بخشداری مصوب 16 آبانماه سال 1316 هجری شمسی استان خراسان دارای هفت شهرستان گردید : که از اسفراین به عنوان یک شهرستان مستقل نام برده نشد.
ادامه مطلب














