چهل حصار چهل حصار چهل حصار چهل حصار چهل حصار چهل حصار چهل حصار چهل حصار
دروجه تسمية اسفراين برخي معتقدند , اين شهر را اسفنديار بنا نهاده است و لذا به نام باني آن اسفراين ناميده شده است . بيهقي اصل اين اسم را ” آسپرآئين “ دانسته كه اسپر به معني سپر و آئين به معني راه و رسم است . اسفراين جزو اولين مراكز جمعيتي است كه اقوام آريايي پس از ورود به ايران درآن سكني گزيدند . شهر اسفراين با اينكه در طول تاريخ صدمات فراواني متحمل شده است , ليكن با تلاش و همت مردم به توسعة قابل توجهي دست يافته است و در حال حاضر يكي از شهرهاي آباد استان خراسان به شمار مي آيد.
ادامه مطلب
«اسفراین ، اسفرائین ، سبرایین ، اسپرآیین ، اسبرآین ، سپهرآیین ، زابراین»
ادامه مطلب
کشتی باچوخه
یکی از ورزش های مهیج و جالب از ورزش های محلی ایران ، کشتی باچوخه است که در شهرهای استان خراسان شمالی وهمچنین شهرستان قوچان از استان خراسان رضوی از جایگاه و قدمت والایی برخوردار است.
چوخه ، کتی است از پارچه پشمی و محکم و بادوامی به نام جاجیم که اصطلاحاً به چاخا مشهور است و پهلوانان و کشتی گیران از آن استفاده می کردند. برای محکم شدن آن شالی به نام دوال به کمر می بستند که در شاهنامه فردوسی هم به آن اشاره شده است.
به کشتی گرفتن نهادند سر گرفتند هر دودوال کمر
این شال از پارچه های ابریشمی و سفید رنگ تهیه می شد. رنگ سفید شال به معنی پاکی و نیت خالص است و شلوار کشتی که به تنبان مشهور بود که از چرم تهیه می شد و بند این شلوار به بند فتوت تلفظ می گردید
امروزه در شهرهای استان خراسان شمالی و بخصوص در شهرستان اسفراین این کشتی محلی با حضور پرشکوه مردم این شهرستان و هر ساله طبق رسوم گذشته ، در روز 14 فروردین برگزار می شود. در این روز بعد از روز سیزده بدر جمعیتی نزدیک به 30 تا 40 هزار نفر در گود چشمه زینل خان گرد هم می آیند و در کنار مقامات شهر و استان محو تماشای پیکار کشتی گیران باچوخه می شوند. در چند سال گذشته با حضور کشتی گیران قدری از دیگر نقاط ایران ، ارزش و اعتبار این پیکارها دوچندان شده به طوری که امید برای ملی شدن این ورزش محلی افزایش یافته است و کشتیها در سطح بالایی در حال برگزاری و اجرا است.
جوایز تعیین شده در چند سال اخیر عمدتاً شامل ، قوچ برای قهرمان میدان و قالی های ماشینی ، سکه بهار آزادی ، کله قند و دیگر جوایز ویژه ای می باشد که جوایز نقدی نیز شامل آنها شده و از گوشه و کنار اضافه می شود. حتی در بعضی موارد کشتی گیر برنده بین تماشاچیان می رود ومردم با ابراز احساسات فراوان ، در حد توان و وثق خود ، برای تبریک به کشتی گیر ، مبلغی پول نقدی بعنوان جایزه به او می دهند.
شور و شوق روز چهارده بدر در شهرستان اسفراین بیشتر از روز سیزده بدر است که با گشت و گذاری هر چند کوتاه قابل لمس و شورانگیز است.
متاسفانه در چند سال اخیر با توجه به ازدحام جمعیت ، شاهد بی نظمی و بخصوص بی توجهی بسیاری در مراسم کشتی باچوخه هستیم که وجود سطح خاکی و شن و ماسه ای سکوی تماشاگران و در نگاه کلی به علت رعایت نکردن اصول ابتدایی برای قسمت تماشاگران و دیگر موارد قابل دید در گود چشمه زینل خان ، باعث رنجش خاطر و بی نظمی ناشی از آن در بین تماشاچیان می شود. امید است با توجه به وعده های هرساله نماینده و مقامات شهر مبنی بر بازسازی بهتر و جذب بودجه بیشتر این رسم و سنت محلی و ارزشمند حفظ شود و پربارتر از همیشه و با شور وشوق مردم و عاشقان کشتی باچوخه ، این ورزش محلی برای همیشه ی تاریخ ماندگار و بازتاب گر روح ایرانی در جلوه ای همه گیر نمود یابد و فرهنگ و رسم جوانمردی گسترش یافته و فرهنگ بزرگ وغنی ایرانی برجهانیان عرضه گردد.
طبق جدیدترین تقسیمات کشوری در سال 1383 ه.ش اسفراین یکی از شهرستان های استان خراسان شمالی است که در جنوب شهرستان بجنورد – مرکز استان – قرار دارد که از شمال به بجنورد و شیروان و از جنوب و جنوب غرب به شهرستان سبزوار از استان خراسان رضوی و از شرق به شهرستان فاروج و شهرستان سبزوار و از غرب به شهرستان گرمه و جاجرم محدود می شود. این شهرستان در دامنه کوه های آلاداغ و در جنوب غربی کوه شاه جهان به ارتفاع 3032 متر از سطح دریا قرار گرفته است. آب و هوای این شهرستان نیمه خشک با زمستان های سرد و تابستان های معتدل است.که در قسمت شمالی با وجود کوه های آلاداغ و شاه جهان ، دمای هوا پایین تر است از قسمت جنوبی شهرستان که به کویر سبزوار منتهی می شود که بخش های بام و صفی آباد در این قسمت قرار دارند که آب و هوای گرمتر و دمای بالاتری نسبت به خود شهر دارند ، با حدود تقریبی 5-2 درجه سانتیگراداختلاف نسبت به شهر اسفراین. اسفراین طبق تقسیمات کشوری شامل دو بخش ، مرکزی و بام و صفی آباد که بخش مرکزی شامل دهستان های میلانلو – روئین – زرق آباد - دامنکوه و دهستان آذری و بخش بام و صفی آباد نیز شامل دهستان بام و دهستان صفی آباد می باشد که شرح نام کامل روستاهای شهرستان اسفراین براساس موقعیت شان در دهستانهای مربوطه به شرح ذیل می باشد :
بخش مرکزی :
دهستان میلانلو :
قزاقی – کلاته حبیب – کلاته پیاله – پرکانلو – سارکانلو – انوشیروان – دنج – برستو – شور – قلعه سفید – گنج دان – پندار(پلنگ دره) – بیدواز – حسن آباد – اردغان – سرخ قلعه – درپرچین – کریم آباد علیا – کریم آباد سفلی – جان احمد – حصار کاظم آباد – سرچشمه
دهستان روئین :
ایرج – امین آباد – عراقی – آب بخش – کلات – محمودی – روئین – شیرویه – سست – کریم آباد – بزنج – فریمان – کبوترخانه – برج – خوشین بالا – حصار کردها – آهنگران – باغی – گرمه خوش – اکبرآباد – حصاری آستانه – گرمه – مراغه – دوری – کلاته سادات – کسرق – سینان .
دهستان زرق آباد :
زرق آباد – رحیم آباد – علی آباد – کلاته بزرگ – گرازپی – قلعه نو – تقی آباد – کلاته بیش کش – کلاته شور – آجقان – مهرآباد – فتح آباد – جعفر آباد – درازپی – عمارت – علی مراد خان – اسماعیل آباد – مهدی آباد – کوران – حسین آباد – زمان آباد – ابراهیم آباد – قنبرآباد – ادکان – چهل دختران – سرخ چشمه – گورپان – نیش کش – چهل حصار – خیر آباد .
دهستان آذری :
کشتان – جوشقان – فیروزآباد – کوشکی – پشت جوی – فرطان – ایزی – قاسم آباد – عباس آباد – دولت آباد – کلاته میرزا رحیم – اتیمز – تپه ابری – قاسم خان – کلاته حاج علی جان – کم اسحاق – گراتی – قهرمان آباد – کلاته میش – باباچشمه – چاه تلخ – چیل – نصرآباد – کلاته علی آباد .
دهستان دامنکوه :
سارمران – کلاته خوش – کلاته ملا عزیز – کلاته فیروزه – چهار برج – زاری – توی - دهک**– استین – منصورآباد – جعفرآباد – حسین آباد خانکور – اسکندرآباد – خیس آباد .
بخش بام وصفی آباد
دهستان بام :
دهنه اجاق – بام – بکرآباد – گلریزدر – دستجرد – اردین – عیسی باغ – بانیدر – نوده بام – کوشک اندر – آقچ – بش آباد – کورتان – خرق – قوچ قره – آق قلعه – کلاته بام – جهان – قارضی – فتح آباد – تارخه .
دهستان صفی آباد :
منگلی علیا – منگلی سفلی – محمد آباد – دوست محمد – قره چاه – دول چاه – نیاب – کلاته ملا نقی – کمبروی – خوراب علیا – خوراب سفلی – الست بالا – الست پایین – بند گلستان – صفی آباد – قارزی – قنبر باغی – بهکاریز –زنفت – باغشجرد – جورقه – راوخ – عباس آباد – مقصود آباد – گسک – دهنه شیرین – کلاته آقازاده .
** روستای دهک یا دهیک در 45 کیلومتری شمال غربی شهر اسفراین در دهستان دامنکوه قرار دارد. جمعیت این روستا بالغ بر 160 خانوار می باشد. در نگاه و بررسی تاریخی این روستا می توان به بنای آرامگاه امامزاده قاسم اشاره کرد که قدمت آن حداکثر به 200 سال قبل برمی گردد. کاربرد این بنا به صورت مذهبی و مصالح بکار رفته در آن شامل :آجر ، سنگ ، گچ و چوب می باشد.
همسر کرمانج میخوای بیا ...
درر قسمت نظرات خودت رو معرفی کن .
خداي خوب و واقعي
از معجرات الهي اين است كه ناپيداست و با وجود اين قابل پرستش و ستايش است و برخي او را پيرمرد ريش سفيدي پنداشته اند كه در آسمان ها بر تختي تكيه زده ، اما هيچ كس ادعا نكرده كه او را به ديدة چشم ديده است . هر چند اثبات وجود خداوند در دادگاه حقوقي حقيقت محال است ، اما بيشتر مردم او را مي پرستند و باور دارند . طبق آمار موجود 96 درصد مردم جهان به خدا ايمان دارند .
اين موضوع ثابت مي كند ، كه خلاً عظيمي ميان اين باور و چيزي كه اساس زندگي روزمرة ما را تشكيل مي دهد ، وجود دارد . مابايد چاره اي براي از بين بردن اين خلاً بينديشيم . دلايل و مستنداتي كه در دست داريم چيست ؟
آنچه به عنوان واقعيت مادي تجربه مي كنيم ، در قلمرويي ناپيدا ، وراي زمان و مكان پديد آمده ، قلمرويي كه با سكوت ادراك شده و با انرژي و آگاهي ، وجود يافته است . اين منشأ ناپيدا در پديده هاي موجود ، خود تهي و خالي نيست ، بلكه مشأ خلقت و آفرينش است . پديده اي است كه اين انرژي را خلق مي كند و سامان مي بخشد و بوده هاي بي شكل و پراكندة ابرهاي كوانتومي را به ستارگان ، كهكشان ها ، جنگل هاي باراني ، آدميان ، افكار ، احساسات ، عواطف ، خاطرات و خواسته هاي انساني تبديل مي كند . ما در اين كتاب خواهيم ديد كه امكان شناخت اين وجود لايتناهي به صورت مجرد ممكن نيست ، بلكه بايد با او همدل و يگانه شد . در اين صورت است كه افق ذهن ما به سوي واقعيت هاي تازه اي گشوده خواهد شد و ما خداوند را تجربه خواهيم كرد .
چون خداوند نامتناهي است ، خدايي او را به زنانگي يا مردانگي منسوب كردن نوعي عادت و درك انساني است .
مهم ترين چيزي كه بايد به آن توجه كنيم اين است كه اگر خدا وجود دارد ، يعني مي توان او را تجربه كرد ، مي توان او را شناخت . اين نكتة بسيار مهمي است ، چون در هر صورت خدا ناپيدا و نامحسوس است واگر بارقه هاي وجودي او در اين جهان مادي به چشم نمي خورد شايد براي هميشه ناشناخته باقي مي ماند .
ما خدا را به صورت انسان مجسم مي كنيم تا به اين ترتيب با تشابه به خودمان او را بيشتر بشناسيم . پس در اين صورت او همچون انسان خويشتندار و بي مهري بوده باشد ، كه با وجود ملاحضة عشق پرشور ما اين طور خود را از ما پنهان مي كند . چه عاملي ما را به نيك خواهي و مهرورزي موجودي معنوي مؤمن كرده ، در حالي كه تاريخ هزاران سالة اديان ، سراسر كينه و خونريزي بوده است ؟
ما نياز به الگويي جديد داريم ، طرح ساده و سه قسمتي كه آورده ايم ، جوابگوي عقل سليم ما در برابر ديدگاه ما از خداست . اين طرح كه بر مبناي واقعيت تنظيم يافته به اين شرح است :
اين طرح رد لاية فوقاني و زيرين خود چيز نازه اي ندارد . در اين الگو هم ، خدا وراي جهان مادي و جدا از آن است . خدا وراي ما است ، وگرنه ما مثل كتاب آفرينش او را مي ديديم كه دراطراف ما قدم مي زند . فقط مرحلة مياني الگوي ما ، كه مرحلة گذار نام دارد جديد يا نامتعارف است . مرحلة گذار به طور ضمني به ملاقات خدا و انسان در زمينة مشتركي اشاره دارد . معجزه هاي به وقوع پيوسته در بينش معنوي ، فرشتگان ، روشن بيني و شنيدن نداي الهي ، همه پديده هايي خارق العاده و دراواقع پلي بين اين دو جهان اند . اگر چه همة اينها واقعيت دارند ، ولي در عين حال جزئي از نظام علت و معلول به شمار نمي روند . براي وجود معجزات و فرشتگان هيچ دليل آشكاري نيست ، حتي بينش هاي معنوي هم ممكن است در هر مقطعي و بنا به دلايلي تأييد نشوند . ذهن منطقي ، سرسختانه و بر درك خود از بعد مادي جهان پاي مي فشارد .
تصور نمي كنم ، قديسان و عارفان تفاوت چنداني با مردمان عادي داشته باشند . وقتي به فضاي ملموس و واقعي كه درآن قرار داريم دقت كنيم ، مرحلة گذار ذهني به نظر مي رسد ، اين مرحله اي است كه حضور الهي حس يا مشاهده مي شود . هر رويداد ذهني بايد در مغز رخ دهد ، چون براي هر تجربة ذهني ميليون ها سلول عصبي مغز فعاليت مي كنند .
اينك جستجوي ما وارد مرحله اي شده است كه وعده كرده بوديم :
واكنش الهي : نور و حضور الهي هنگامي واقعيت مي يابد كه آن را به پاسخي ذهني تبديل كنيم . من اين مرحله را « واكنش الهي » مي نامم . بينش معنوي ، الهام و مكاشفه اي اتفاقي نيست . اينها به هفت رويدادي كه در مغز رخ مي دهد مربوط مي شوند . اين واكنش ها بسيار بيشتر از باورهاي شما وجود دارند ، اما همة آنها باعث ارتقاي باورهاي شما مي شوند و مانند پلي ميان جهان مادي و ماوراي طبيعي ، كه ماده هستي خود را از دست ميدهد و روح پديدار مي شود ، قرار مي گيرد :
واكنش جنگ يا گريز : واكنشي است كه باعث مي شود ما درمواجهه با خطر جان سالم به در ببريم . اين واكنش به خداوند مربوط مي شود ، زيرا مي خواهد از ما محافظت كند . ما نيز به خداوند ايمان مي آوريم چون مي خواهيم باقي بمانيم .
واكنش فعال : اين واكنش ابتكار مغز براي كسب هوبت فردي است . علاوه بر ميل به بقا ، هر فردي در پي نيازهاي « من ، مال من » است . اين واكنش ، غريزي است و از اين جا است كه خداي جديدي به وجود مي آيد ، خدايي كه توانا و قادر است و قوانين و اصول در دست اوست . ما به اين خدا روي مي آوريم چون به كسب كردن ، رسيدن و رقابت نياز داريم .
واكنش آگاهي غير فعال : ذهن در حال فعاليت و استراحت ، وقتي به آرامش نياز داشته باشد ، واكنش آگاهي غير فعال را بروز مي دهد . تمام بخش هاي مغز به طور متناوب در حال كار و آرامش است . جانشين آسماني آن خدايي است كه به ما آرامش مي بخشد . او در لابه لاي همة كارها و امور دنيايي به ما آرامش مي بخشد ، ما را متوجة خدا ميكند ، چون مي خواهيم امور دنياي مادي « در اين گيرو دار و كشاكش بي پايان » ما را غافل نكنند .
واكنش شهودي : ذهن در پي كسب آگاهي است ، « هم از درون و هم از بيرون . » دانش بيروني ، عيني است ، اما علم دروني ، شهودي است . خدايي كه به اين واكنش پاسخ مي گويد خدايي فهيم و بخشنده است . ما به او نياز داريم تا بر حق بودن دنياي دروني ما گواهي بخشد .
واكنش خلاقه ك مغز انسان توانايي ابداع چيزهاي جديد و كشف واقعيت هاي نوين را دارد . اين نيروي خلاقه در ظاهر منشأ خاصي ندارد ، تنها پديده اي ناشناخته است كه ناگهان منجر به ظهور فكري جديد ، مي شود . ما به آن الهام مي گوييم و نقطة مقابل آن ، پروردگاري است كه جهانو جهانيان را از نيستي خلق مي كند . ما در گريز از سر گشتگي هاي مان از زيبايي و پيچيدگي هاي متداول هستي ، به او پناه مي بريم .
واكنش اسرارآميز : مغز به طور مستقيم با « بور » ارتباط برقرار مي كند . همان شكل ناب آگاهي كه در ما احساس شادماني و موهبت پديد مي آورد . اين پديده به شكلي مرموز متجلي مي شود و خالق آن بسيار والا و متعالي است . او شفا مي دهد و معجزه مي كند . ما به اين بعد خداوندي نياز داريم تا اثبات كنيم ، كه نيروهاي ماوراء الطلبيعه در كنار واقعيت هاي ملموس و روزمرة مادي ، حضور دارند .
واكنش مقدس : مغز از سلولي بارور شده ، كه هيچ پديده اي چون نغز در آن نبوده و فقط ذره اي از حيات درآن بوده است به وجود آمده . اگر چه ميليادرها سلول عصبي از همان ذرةحيات منشأ يافته ، اما از نظر سادگي و بي آلايشي به همان شكل بكر و اوليه بوده اند . در برابر اين واكنش خدايي ناب و خالص حضور دارد كه جز خير نمي خواهد . ما به اونياز داريم ، چون بدون اين سرچشمة پاكي و نيكي ، وجود ما بي پايه و اساس مي شود .
اين هفت واكنش در سفربي پايان انسانيت براي مان ضروري و مفيد هستند و بناهاي استوار دين را تشكيل مي دهند . در مقايسة دو ذهعن با يكديگر ، براي مثال موسي و بودا ، مسيح و فرويد ، سن فرانسيس و مائو ، هر كدام از آنها ديدگاهي را نسبت به واقعيت مطرح مي كنند وخدايي را متناسب با آن مي ستايند ومي پرستند . هيچ كس نمي تواند خدا را فقط مختص به خود بداند . ما به تعداد تجربه هاي انساني گوناگون ، انديشه وباوي داريم . بي دينان نياز به خداي خود دارند ، خدايي كه حضور و وجود ندارد ، در حالي كه در سوي ديگر پروردگار عرفان قرار دارد ، خدايي كه عشق ناب و نور مطلق است . فقط مغز مي تواند اين دامنة گستردة خدايان را به خود جاي دهد . ممكن است بي درنگ بگوييد كه اين ذهن آدمي است كه خدايان مختلفي درست مي كند ، نه فقط مغز . من كاملاً با شما موافق ام ، اما در گذر زمان ذهن در خلق تمام اين مفاهيم مقدم بر مغز عمل مي كند . در حال حاضر مغز براي ما تنها راه مشخص ورود به ذهن است . در فيلم هاي كارتوني وقتي شخصيت فيلم فكر ، بكري مي كند ، لامپ بالاي سر او روشن مي شود ، اما در زندگي واقعي اين طورنيست . ذهن ، بدون مغز به همان اندازة خدا ناپيدا و ناديدني است .
رسيدن به آنچه مي خواهيد
هفت مرحلة كاميابي
خدا نام ديگري براي آگاهي نامتناهي است . براي به دست آوردن هر خواسته اي در زندگي بخشي از اين آگاهي لازم است و بايد به كار گرفته شود . به عبارت ديگر خدا هميشه حاضر است . هفت واكنش ذهن انسان راه هايي براي جذب جنبه هاي الهي هستند . هر مرحله از كاميابي ، حقيقت الهي را درهمان مرحله به اثبات مي رساند .
مرحلة ا : واكنش جنگ يا گريز
از طريق خانواده ، اجتماع ، حس تعلق و آسايش هاي مادي احساس كاميابي مي كنيد .
مرحله 2 : واكنش فعال
كسب موفقيت ، قدرت و مقام ، تأثير بر ديگران و رضايتمندي هاي نفساني ديگر به شما احساس كاميابي مي بخشد .
مرحلة 3 : واكنش آگاهي غير فعال
با آرامش ، تمركز ، پذيرش فردي و آرامش دروني به كاميابي مي رسيد .
مرحلة 4 : واكنش شهودي
بينش ، همدلي ، رفع نياز ديگران و بخشش سبب كاميابي شما مي شوند .
مرحلة 5 : واكنش خلاقه
با الهام ، خلاقيت در هنر يا دانش ، اكتشاف و نوآوري به كاميابي حاصل مي شود .
مرحلة 6 : واكنش اسرار آميز
كاميابي شما با فروتني ، عاطفه ، ايثار و فداكاري و عشق همگاني حاصل مي شود .
مرحلة 7 : واكنش مقدس
شما با رسيدن به كمال و يگانگي با خداوند با كاميابي مي رسيد .
درك اين نكته ، بسيار مهم ، است ، كه روح همواره درجرياني پيوسته درگير است . در هزارتوي ناپيداي روح بسياري از رازها معنا مي يابد . مثلاً اين جملة معروف از وادها را درنظر بگيريد : « آنها كه آن را دريافتند لب از سخن فرو بستند و آنها كه لب به سخنن گشودند هيچ از آن نيافته اند » . در اين جا راز در واژة « آن » پنهان است . اگر « آن » به معناي نوعي مكاشفه و شهود باشد ، ما در تمام زندگي تلاش مي كنيم تا به فردي كه به « آن » يقين دارد ، ايمان بياوريم . اما اگر « آن » به معنا مكاني معود باشد ، آدمي توانايي رسيدن به آن را دارد ، يأس و نااميدي بي معناست . بدون ترديد آن مكان را خواهيد يافت . « دربارة آن حرف نزنيد ، پيش برويد ! » بايد توصية معقولي باشد .
4هفت مرحلة معجزه
معجزة آشكار شدن نيرويي وراء حواس پنج گانه است . هر چند تمام معجزات در مرحلة گذار روي مي دهد ، اما در هر سطحي متفاوت است . به طور كلي معجزات بعد از واكنش چهارم و پنجم ذهن بسيار « فراطبيعي » مي شوند . هر معجزه اي با روح رابطه اي مستقيم دارد .
مرحلة 1 : واكنش جنگ يا گريز
معجزه ها شامل ، سالم ماندن از خطرهاي بزرگ ، نجات يافتن از مرگ حتمي و محافظت هاي الهي مي شود .
مرحلة 2 : واكنش فعال
معجزه ها شامل نوآوري هاي خارق العاده ، موفقيت ، مهار جسم و ذهن مي شود .
مرحلة 3 : واكنش آگاهي غير فعال
معغجزه ها شامل : همزماني ها . توانمندي هاي زاهدانه ، پيش آگاهي غيبگويي ، احساس حضور خداوند و فرشتگان مي شود
مرحلة 4 : واكنش شهودي
معجزه ها شامل : ارتباط ذهني ، ادراك فراحسي ، آگاهي از گذشته يا آينده و قدرت پيشگويي مي شود .
مرحلة 5 : واكنش خلاقه
معجزه ها شامل : الهام الهي ، نبوغ هنري ، احساس كاميابي و سهولت دستيابي به خواسته ها ( برآورده شدن آرزوهاي فرد ) مي شود .
مرحلة 6 : واكنش اسرار آميز
معجزه ها شامل : شفا بخشي ، تغيير و تحول هاي مادي ، تجسم و ادراك ماوراء الطليعه و كارهاي خطير فراطبيعي مي شود .
مرحلة 7 : واكنش مقدس
معجزه ها شامل : شواهد دروني ، كرامات و اشراق مي شود
سال نو را به همه شما عزیزان تبریک میگویم
مخصوصا به مردم خوب و مهربان روستای چهل حصار .
سلام به کرمانجان



.gif)




.gif)
.gif)

